✣✣✣اگه بی جنبه ای نیا تو✣✣✣
هیس هیچی نگو!!!!!!!

 

بی خیال است...

.

خیلی بیخیال...

.

همان کسی که تمام خیال من است...

نوشته شده در شنبه 13 آبان 1391برچسب:, ساعت 19:28 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

 

هیچ قطاری از این اتاق نمیگذرد . . . !

من اینجا نشسته ام . . .

و با همین سیگار

قطار می آفرینم . . .

نمی شنوی ؟ !

سرم دارد سوت میکشد ! ! !

نوشته شده در شنبه 13 آبان 1391برچسب:, ساعت 19:27 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

 

حواست کجاست ای چشم ؟ ؟ ؟

خوابی یا کور ؟ ! !

حماقت های خودم که هیچ !

خیانت های او را هم نمی بینی ؟ ؟

نوشته شده در شنبه 13 آبان 1391برچسب:, ساعت 19:27 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

 

همین مسیر را مستقیم بروی میرسی به دو راهی

یک راه به من ختم میشود

آن دیگری به ختم من...

نوشته شده در شنبه 13 آبان 1391برچسب:, ساعت 19:26 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

 

هرچه داشتم رو کردم

اما تو

اسیر نشدی

سیر شدی...

نوشته شده در شنبه 13 آبان 1391برچسب:, ساعت 19:25 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

 

سیگار درس خوبی به من داد!

که پای کسی بسوز که نفسشو واست خرج کنه!!!

نوشته شده در شنبه 13 آبان 1391برچسب:, ساعت 19:24 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||
 

هر روز تكراريست

صبح هم ماجرای ساده ایست

گنجشکها بی خودی شلوغش می کنند



2bvwc4g8tfu08lvumfk.jpg

نوشته شده در شنبه 13 آبان 1391برچسب:, ساعت 12:20 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

 

گـاهـی اوقـات . . .

هـمـه چـیـز دسـت بـه دسـت ِ هـم مـیـدن

تـا تـ ـو را غـرق در رویـاهـا و خـاطـراتـت کـنـن. . .

یـه آهـنـگ پـیـشـواز . . .

2 خـط شـعـر . . .

کـمـی هـوای بـهـاری . . .

یـک وجـب پـیـاده رو . . .

آهـنـگـی کـه دانـشـجـو خـونـه بـغـلـی گـوش مـیـدن . . .

2 کـلـمـه حـرف . . .

بـوی ِ یـه عَـطـر خـاص . . .

طـعـم ِ شـیـریـن ِ یـه خـوراکـی . . .

هـمـه و هـمـه کـافـیـه بـرای ایـنـکـه . . .

تـ ـو چـنـد سـاعـت وسـط اتـاقـت دراز بـکـشـی و خـیـره بـشـی بـه سـقـف

و صـدای بـارون بـشـه آرامـش دهـنـده تـریـن آهـنـگ ِ اون روزت !!!

نوشته شده در شنبه 13 آبان 1391برچسب:, ساعت 12:17 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||
 

تمام زندگیم را دلتنگی پر کرده است........

دلتنگی از کسی که دوستش داشتم و عمیق ترین درد ها و رنج های عالم را در رگهایم جاری کرد!!!

دردهایی که کابوس شبها و حقیقت روزهایم شد......

دوری از تو وحسرتی عمیق به قلبم آویخت و پوست تن کودک عشقم را با تاولهای درد ناک

داغ ستم پوشاند.........

دلتنگی برای کسی که فرصت اندکی برای خواستنش برای داشتنش داشتم.......

دلتنگی از مرزهایی که دورم کشیدند و مرا وادار کردند به دست خویش از کسانی که

دوستشان دارم کنده شوم............

در آن سوی مرزها دوست داشتن گناه است

حق من نیست

به آتش گناهی که عشق در آن سهمی داشت مرا بسوزانند......

نوشته شده در شنبه 13 آبان 1391برچسب:, ساعت 12:14 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||
 

نوشته شده در شنبه 13 آبان 1391برچسب:, ساعت 12:11 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

آرزوی خیلی ها بودم

از آن دست نیافتنی هایشان….

ساده اسیرت شدم که قدر ندانستی…!!!

نوشته شده در شنبه 13 آبان 1391برچسب:, ساعت 12:10 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

میخواهمتــــــــــــــــــــ…

ولــــی…

دوری…

خیلی خیلی دور

نه دستم به دستانـــــــت میرسد

نه چشمانم به نگاهتــــــــــــــــــ

نوشته شده در شنبه 13 آبان 1391برچسب:, ساعت 12:9 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

نمیدانم چقدر از شهر من دوری،اما همه جا حست میکنم…

میشنومت…

تو تکرار همیشگی عشقـــــــــــــی

و من فقط انعکاس بی ارزش نور تو هستم…

نوشته شده در شنبه 13 آبان 1391برچسب:, ساعت 12:8 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

دعاهای زیر از کتاب سومین جشنواره بین‌المللی

"دست های کوچک دعا" است.

این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار می‌شود

و دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند و برگزیدگان را

به تبریز دعوت و به آنها جایزه می‌دهد. دعاهایی که می‌خوانید

از بچه‌های ایران است.

نوشته شده در شنبه 13 آبان 1391برچسب:, ساعت 12:5 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

آنروز... 

تازه فهمیدم...در چه بلندایی آشیانه داشتم...

وقتی از چشمانت افتادم...

هنوز دست و پای دلم درد می کند...

چقدر شکستن سخت است...

وقتی تو داری نگاه میکنی...!

نوشته شده در جمعه 12 آبان 1391برچسب:, ساعت 13:24 به قلم ✪بــــهـــراد✪ ||

صفحه قبل 1 ... 18 19 20 21 22 ... 43 صفحه بعد